تبليغاتX
علی زندی فر
گوينده خبر ورزشي
سلام و وقت به خير، هر جايي که هستين لبخند رو لبهاتون باشه ......

خوب ما هم رفتيم، البته بعد از تقريبا هشت سال کارو تلاش در خبر جوانه ها اول ارديبهشت بازنشسته

شدم و به طور کامل و رسمي گوينده خبرهاي ورزشي شدم .

ببخشيد اگر تو اين چند سال مزاحم شما دوستان کودک ونوجوان بودم گاهي وقتها به قول شما با توپوقها

شما رو آزار مي دادم ولي ديگه بايد ميرفتم تا ديگر دوستان کم کم به جوانه ها بيان و خودشونو نشون

بدن البته چند ماهي است که تقاضا داده بودم که براي من خبر جوانه ها کافيست تا اينکه امسال

موافقت شد. آرزو مندم با دعاي شما دوستانم بتونم در خبر ورزشي هم موفق باشم .

ولي هيچ وقت شعار من رو فراموش نکنيد ...

                                        به  آينده اميدوار باشيد .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:7  توسط علی زندی فر | 
سلام مطلبي رو خوندم گفتم جالبه بقيه دوستان هم بخونند .
 
برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد ، چون بر این باورند که : یا راهی
 
خواهم یافت ، یا راهی خواهم ساخت .  بسیاری در پیچ وخم یک راه
 
مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهیم .
 
بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه
 
دانسته ای.
 
دست هایی که "کمک" می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که "دعا"
 
می کنند.آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن
 
هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 8:34  توسط علی زندی فر | 

سلام سال ۱۳۸۷بر همه شما دوستانم مبارک باشه اميدوارم همه ما امسال به تمام آرزوهامون با

                                         سلامتي و دلخوشي برسيم ...

تا به حال از همه ما سوال کردن و ما خودمون هم زياد پرسيديم که چه خبر ؟

تا ديديم که حرفي براي گفتن نداريم ميريم سراغ زندگي خصوصي طرف. مثل يکي از دوستانمون که

چند روز پيش سوال کرد استخدام نشدي ؟منم تو جوابش گفتم: اي بابا تا داريم درس ميخونيم ميگن

کي ديپلم ميگيري ديپلم ميگيريم کي ميري دانشگاه ؟ سربازيتو چه کار کردي (براي آقا پسرها) سربازيت

کي تموم ميشه . ميپرسن کي ازدواج ميکني راستي کارت چي شد ؟ چرا بچه دار نميشي ؟ هنوز

استخدام نشدي؟  اي بابا چه قدر تنبلي !!!!!!! کي بازنشست ميشي چه قدر کار ميکني . تا اينکه

يک روز ميگن البته اگر بگن . ماشاءالله چه قدر عمر کرده پس کي ميميره ....

خواهشن ما اينقدر تو زندگي مردم سرک نکشيم . همه چيز به وقت خودش درست ميشه .

  هر جا هستيد براي هم آرزوهاي خوب بکنيم ...

               

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 7:10  توسط علی زندی فر | 
 

                                             

سلام وقت به خير ...

همگي خوبين ، خوب خدا روشکر ...

امسال هم سال ۱۳۸۶با همه خوبيهاش گذشت و تموم شد نمي دونم تو که الان داري اين مطلب رو

ميخوني چي داري ميگي و فکر ميکني ؟ ... شايد بعضي ها بگن درسته سال خيلي خوبي بود و

بعضي ها هم بگن زيادسال خوبي نبود ... ولي من به نوعي ميگم تمام روزهاي خدا قشنگه و اگر اتفاقي

افتاده که براي ما نا خوشايند بوده حتما اطمينان داشته  باشيد حکمتي بوده. به هر حال خدا رو شکر ...

تعطيلات نوروزي خوبي داشته باشين به همتون خوش بگذره  ببخشيد گاهي وقتها نتونستم به تو

دوست  خوبم سر بزنم ... اما من در هفته اول تعطيلات نوروز با خبر هاي ورزشي ساعت ۲۲ شبکه ۳

و جديدا خبر ورزشي ۲۴ شبکه ۵ در خدمتتون هستم انشاءالله ...

       سال نو مبارک

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 7:39  توسط علی زندی فر | 
سلام به همه شما دوستانم .ببخشيد روزهاي پرکاري رو تو اين آخر سا لي دارم پشت سر ميگذارم. به

همين دليل دير به دير خدمت ميرسيم  . ولي پيامهاي شما دوستان با صفا رو هرروز مي خونم ...

به هر  حال در خدمتيم ...... به قول معروف ..........

 

       به جاي گذشته به آينده فکر کنيم ...

 

               و به  آينده خودمون اميدوار باشيم .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:33  توسط علی زندی فر | 
سلام به شما دوستان ... وقتتون به خیر و شادی

مشهد که بودم  جای همتون زیارت کردم جاتون خیلی خالی بود سفر به موقعی برای من بود ...

یه جمله از اون باحالا ............... انشاءالله هیچ وقت با مشکل روبرو نشین ولی اگر همچنین اتفاقی

 پیش اومد یاد این حرف بیفتید که میگه........

به خدا نگین که مشکل  دارم

به مشکل بگین که خدای بزرگی دارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 7:19  توسط علی زندی فر | 
                           

    السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

دیروز با دوست نزدیکم مجتبی داشتم صحبت میکردم که دلمون برای یک  سفر با حال

تنگ شد. که یک دفعه تصمیم گرفتیم بریم پابوسی امام رضا (ع) یه سفر ۲روزه ...

پنجشنبه یعنی فردا صبح میریم زیارت جای همه شما دوستان هم زیارت میکنیم .

                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 13:46  توسط علی زندی فر | 

فرشته بیکار

 

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

   مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

   مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

   مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

  فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 7:28  توسط علی زندی فر | 
سلام به همه شما دوستانم خیلی وقت که مطلب ننوشتم وخیلی عذر خواهی میکنم امیدوارم حال هر

 کسی که الان داره وب من رو میخونه حالش خوب باشه و لبخند رو لباش ....قبل از هر چیز از

همه شما دوستانم سپاسگزارم که به من سر میزنید ومن کم لطفی میکنم و دیر به دیر می آم و عذر

خواهی از دوستانی که وب ندارند و متا سفانه من نمیتونم از طریق ایمیل پاسخ بدم

انشاءالله عزاداریتون قبول باشه و هر چیزی که تو دلتون هست  امام حسین (ع) به کرامت و بزرگیش

حاجت رواتون کنه .... نمی خواستم این موضوع رو بگم ولی یهویی تو دلم افتاد تا بنویسم ....

حاج آقا صدیقی  تو یکی از مراسمهای عزاداری میگفتن در یک سالی در دوران پادشاهی یکی از

پادشاهان (که الان یادم نمی یاد ) قبر مطهر حر را پیدا میکنند پادشاه طبق روایتی شنیده بود که

امام حسین(ع)دستمالی رو به پیشانی حر بسته بودند تا  جلوی خونریزی از پیشانی حر گرفته بشه

پادشاه دستور میده اون دستمال رو به نیت تبرک از پیشانی حر باز کنند و پیش خودش نگه داره اما

وقتی این کاررو میکنند بعد از چند سال از پیشانی حر خون فوران میکنه. و نتونستند با دستمالهای

دیگه جلوی خونریزی رو بگیرند سپس پادشاه دستور میده دستمالی رو امام حسین (ع) بسته بود به

پیشانی حر ببندند و همون لحظه خونریزی قطع میشه.........

 تعبیر حاج آقا صدیقی این بود که ما هر چی که میخواهیم از امام حسین (ع) بخواهیم. که اگر

حاجتی که از امام (ع)خواستی و اجابت بشه  دیگه هیچ کسی نمیتونه ازت بگیره ...

                                               یا حسین (ع)

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 6:19  توسط علی زندی فر | 
 

                    

همه ما از وقتی که چشم باز کردیم با نام امام حسین (ع)آشنا شدیم و هر روزی که

میگذره عشق و ارادتمون به امام حسین (ع)و یاران با وفایش بیشتر میشه. میدونم

همتون وقتی این ماه میرسه یک حس عجیبی دارین که هر کس فقط خودش میدونه

اون چیه .از همه شما دوستانم التماس دعای فراوان دارم و انشاءالله هر چیزی که

آرزوشو دارین تو این ماه از امام حسین (ع) بگیرید .

 

           یا حسین (ع) یا باب الحوایج(ع)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 13:31  توسط علی زندی فر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
محمود معصومي
مازيار ناظمي
محمد ايل بيگي
چاوشي زاده
حميد محمدي
حسين رنجبران
كا مران نجف زاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

JavaScript Codes